X
تبلیغات
تربیت معلم آموزش ابتدایی - چگونه کودکان را به موضوع های زیست محیطی حساس کنیم؟

چند سال پیش من و خانم مهری صفایی ـ معلم - در یک دبستان دولتی دخترانه در غرب تهران، تلاش کردیم که با برنامه ریزی فعالیت های گوناگون در کلاس ها، دانش آموزان را نسبت به موضوع محیط زیست حساس کنیم و آن ها را به خواندن کتا ب های زیست محیطی برانگیزاینم.

این تجربه را گام به گام می خوانید :

  • کتاب «برادر عقاب، خواهر آسمان» (انتشارات فنی ایران، ۱۳۸۶) را با موضوع مقاومت بومیان سرخپوست آمریکایی برای حفظ سرزمین خود و جانوران و گیاهان آن در برابر بیگانگان تازه وارد سفیدپوست، برای دانش آموزان کلاس های چهارم و پنجم خواندیم.
  • در مرحله ی بعد بچه ها پیشنهاد دادند نمایشی از داستان اجرا کنند و به تدارک و تهیه ی ماسک، رنگ آمیزی چهره و سربندهای پردار سرخپوستان پرداختند. نمایش پس از تمرینی ۲-۳ روزه در حیاط مدرسه در حضور تمام دانش آموزان (۵۰۰ نفر) اجرا شد.
  • با بهره گرفتن از تخصصی یکی از آشنایان کارشناس فضای سبز، تصمیم گرفتیم در حیاط بزرگ مدرسه باغچه درست کنیم و مراقبت از گیاهان کاشته شده را به خود دانش آموزان بسپاریم.
  • کارشناس نامبرده، در مدرسه حضور یافت و جای باغچه ها و گونه های گیاهی برای کاشت را تعیین کرد. سپس کارگران و باغبانان را برای درست کردن باغچه ها به مدرسه فرستاد (به رایگان).
  • هنگام کاشت گونه های گیاهی دانش آموزان فعال در طرح حاضر بودند و باغبانان، گونه های گیاهی را به آن ها معرفی کردند و ویژگی های هر کدام را توضیح دادند.
  • دانش آموزان گروه بندی شدند و هر کدام تابلوهای پایه داری با نام و ویژگی های هرگونه گیاهی کاشته شده درست کردند و کنار گیاه مربوط به آن گذاشتند.
  • از بازار آب پاش های یک رنگ و یک شکل کوچکی برای آبیاری باغچه ها خریداری شد. بچه ها آبیاری باغچه ها را در نوبت های مشخص به عهده گرفتند.
  • یک روز را با اجازه ی مدیر مدرسه، به طور نمادین برای تفهیم خطرات آلودگی هوای به مسابقه ی دوچرخه سواری در حیاط مدرسه اختصاص دادیم. بچه ها دوچرخه هایشان را به مدرسه آوردند و هر کدام شعاری مربوط به جایگزین کردن دوچرخه با ماشین های آلوده کننده ی هوای روی فرمان دوچرخه ها چسباندند. روز پر هیجان و شادی بود. در دو طرف مسیر مسابقه بچه هایی که دوچرخه نداشتند یا نیاورده بودند با سرو صدا و هیجان فراوان دوستانشان را تشویق می کردند. به برندگان مسابقه جایزه هایی در زمینه ترویج حفظ محیط زیست داده شد.
  • روز دیگر نوبت تمرین و اجرای سرودهایی در ستایش طبیعت و زیبایی های آن بود. در این برنامه تمام دانش آموزان مدرسه (۵۰۰ نفر) شرکت داشتند. یکی از دانش آموزان با ارگ می نواخت و بچه ها را در تمرین و اجرای سرود رهبری می کرد.
  • سرپرستان این طرح، برای تجهیز کتابخانه به کتاب های زیست محیطی و تامین هزینه های خرید آن ها، آلبوم های نقاشی مربوط به طبیعت یونیسف را خریدند و برای هر کارت از کارت های آلبوم بهای ناچیزی گذاشتند.در عین حال کتاب های موجود در زیست محیطی را که البته شمار اندکی هم بودند، خریداری کردند.
  • از بچه ها خواسته شد، برای موضوع مبارزه با تخریب جنگل ها، دستمال های پارچه ای به سلیقه ی خود بدوزند و به مدرسه بیاورند. روی برخی از دستمال ها شعارهایی در محکومیت تخریب جنگل ها و لزوم استفاده از دستمال پارچه ای به جای دستمال کاغذی نوشته شده بود.
  • روزی را نیز به آوردن حیوانات خانگی بچه ها اختصاص دادیم و بچه ها با اجازه مدیر مدرسه حیواناتشان را به مدرسه آورند و آن ها را در حیاط رها کردند، مرغ، خروس، خرگوش، گربه، لاک پشت، و ماهی ها در کاسه های آب، صاحب هر حیوان موظف شد برای دیگر دانش آموزانی که برای تماشای آن ها می آمدند با استفاده از کتاب علوم، فرهنگنامه و دانسته ها و تجربه های خود، ویژگی های آن حیوان را به شکل علمی توضیح دهد.
  • با مادران دانش آموزان گفت و گو کردیم و از آن ها خواستیم برای تشویق کودکان به استفاده از خوراکی ها و نوشابه های سالم و آشنایی آن ها با تنقلات و آشامیدنی های سنتی، هر کدام در حد توان و امکان خود به تهیه و تدارک این خوراکی ها و آشامیدنی ها بپردازند و آن ها را به مدرسه بیاورند. مادران با کیسه های بی شمار کوچک نخودچی، کشمش، گردو، فندوق، بادام و گالن های شربت تخم ریحان، شربت آبلیمو و سکنجبین به مدرسه آمدند. آن روز، روز پایانی طرح و روز نمایشگاه بود.
  • برای مشارکت دانش آموزان سال های اول و دوم دبستان از آن ها خواستیم از مناظر طبیعت، جانوران، گل ها و گیاهان نقاشی کنند. نقاشی ها گردآوری و در داخل چادری که برای برگزاری نمایشگاه آماده شده بود، نصب شدند.
  • یکی دو روز پیش از شروع نمایشگاه دو نفر سرپرست طرح راهنمایان هر بخش را تعیین کردند و به آن ها آموزش های لازم را برای هدایت بازدید کنندگان (مسئولان آموزش و پرورش، مسئولان بازیافت تهران، پدران و مادران، مدیران آموزگاران مدارس دیگر منطقه) دارند. از خوشامدگویی به مهمانان تا معرفی توضیح هر غرفه را خود بچه ها به عهده داشتند و برای جلوگیری از بی نظمی و اختلال ، کارتی شامل نام و نام خانوادگی، پایه ی کلاسی و مسئولیتی که به عهده داشتند، روی یقه هایشان الصاق شده بود.
  • کار نمایشگاه در ساعت مقرر با ورود مهمانان آغاز شد.
  • بچه ها دستمال های پارچه ای را روی بند رخت سرایدار آویخته بودند. به حیوانات خوراک داده بودند . کنار باغچه ها برای توضیح درباره گیاهان باغچه ایستاده بودند. پشت میز یونسیف که با خط خودشان و پس از توضیحات ما، وظایف این نهاد و لزوم خرید محصولات آن را نوشته بودند، ایستاده بودند و کارت ها و کتاب های زیست محیطی را می فروختند. در چادری که نقاشی ها به نمایش گذاشته شده بود، درباره موضوع نقاشی ها به بازدید کنندگان توضیح می دادند. مادران هم پشت میز پذیرایی لیوان ها را که از شربت ها پر کرده بودند، کیسه های خوراکی را به بچه های مسئول پذیرایی می دادند تا همراه با توضیح علت این کار، از مهمانان پذیرایی کنند. در پایان برنامه، تمام دانش آموزان مدرسه (۵۰۰ نفر) دو سرود: «به به چه برفی» و بخش کرال سمفونی ۹ بتهوون در ستایش صلح را همخوانی کردند. با این سرود کار نمایشگاه به پایان رسید.
  • این نمایشگاه با استقبال و تحسین مسئولان محیط زیست، آموزش و پرورش و پدران و مادران رو به رو شد.

برچسب‌ها: تجربیات و خاطرات آموزشی
+ نوشته شده توسط غلامرضا الهام در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 و ساعت 22:0 |


Powered By
BLOGFA.COM



دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما
ساعت فلش مذهبی
داستان روزانه